ساحل من..قطره ایی دریا

از شبنم عشق...خاک آدم گل شد...

درد حقيقی!!!!
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٤  

سلام دوستان ..

امیدوارم که حال همتون خوب باشه و ایام به کام شما باشه ..

این دفعه در مورد خیلی از موضوعات می خواستم بنویسم .. اما نمی دونم چرا تصمیم گرفتم از درد و انواع درد بنویسم .. اگه انسان یک کامپیوتر باشه . زندگی انسان هم یک سیستم عامل باشه ؛ درون این سیستم عامل پوشه های (FOLDER ) زیادی هست که اسم یکی از اونها پوشه ی درد هست ..درون این پوشه فایل های زیادی دیده میشه . . بستگی به نوع زندگی هر فرد ؛ پوشه ی درد اون فرد هم دارای فایلهای (دردهای ) متفاوت و متشابه زیادی هست . هر کدوم از این فایل ها که اکثرا ویروس هستند تاثیر خاصی روی سیستم عامل ( زندگی ) دارند.. البته لازم به ذکر هست که ویروسها همیشه مخرب نیستن و بعضی وقتها باعث افزایش کارایی و بهره وری هم میشوند .. اینجا چندتا از اونها که در نظر خیلی ها اکثرا ناشناخته هستند به اختصار اشاره میکنم ..

مثلا توی اکثر پوشه های درد ، یه دونه فایل ویروسی هست به نام درد عشق . این فایل ویروسی تو سیستم عامل های زندگی هم میتونه باعث بالا رفتن سرعت کارایی سیستم عامل بشه و هم میتونه عامل عکس داشته باشه .. این فایل از ناشناخته ترین ویروس ها در پوشه ی درد هر انسان می باشد که هر کس فقط وقتی به این ویروس مبتلا شد متوجه حضور اون فایل در پوشه ی درد خواهد شد .. این فایل ویروسی با هیچ آنتی ویروسی نابود نمیشه و در آخر کار یا سیستم عامل رو به کلی از پردازش میندازه یا به سرعت پردازش اون بی نهایت کمک میکنه .. در موارد نادری هم بعضی ها رو تبدیل به یک بلبل میکنه و بعضی ها رو هم گرگ ! ..در مورد این ویروس میشه یک کتاب نوشت که از بحث ما خارج هست ..

توی بعضی از پوشه های درد در سیستم عامل زندگی یک فایل هست به نام درد پیری .. از قدیمی ترین ویروسهای سیستم عامل زندگی محسوب میشه ..نحوه ی کار ویروس درد پیری ؛ کند و بی تحرک کردن سیستم عامل زندگی است .. همین طور عوض کردن دیدگاه ها و نگاه یک شخص بستگی به نحوه ی عمل این ویروس در سیستم عامل مربوطه داره . البته این ویروس در همه ی سیستم های عامل دیده میشه به جز اون سیستم عاملهایی که تا قبل از مبتلا شده به این ویروس ( درد پیری ) از بین میرن یا میسوزن... از گذشته بشر تلاشهایی برای مقابله با این ویروس کرده که تا کنون به هیچ نتیجه ایی نرسیده .. تنها آنتی ویروس موجود برای ویروس درد پیری در اختیار ملک الموت هست که حق کپی رایت آن آنتی ویروس رو هم به همین سادگی به کسی نمیدن ..

توی اکثر پوشه های درد از سیستم عامل زندگی میشه یه فایل ویروسی دیده میشه به نام درد فهمیدن .. این ویروس که بسیار به ندرت در سیستم عامل ها دیده میشه خود به خود باعث پایین اومدن کارایی سیستم عامل خودش میشه .. به این نحو که با فعالیت این ویروس , توجه سیستم عامل به مسایلی جلب میشه که بیشتر از قدرت پردازش خودش هست .. بدین ترتیب سیستم اکثرا هنگ میکنه و عادی ترین فعالیت های خودشو نمیتونه به خوبی انجام بده ..خوشبختانه نیاز به هیچ نوع آنتی ویروسی برای از بین بردن این درد نیست ..اجتماع و سیستم عاملهای دیگر از عواملی هستند که کم کم با توجه به پایین اومدن سرعت سیستم آلوده به این ویروس ؛ دست به کار میشن و به هر نحوی شده این ویروس رو از بین میبرن .. معمولا هم با تزریق ویروس یا درد نفهمیدن , این کار رو انجام میدن ..

یکی دیگه از فایل های پوشه ی درد در سیستم های زندگی به نام درد بی پولی ...از ناشناخته ترین ویروسهای هر سیستم عاملی محسوب میشه .. به طور کلی نمیشه گفت که یک سیستم عامل چه زمانی دیگه دارای این ویروس نیست .. از بین رفتن این ویروس کلا بستگی خیلی چیزها داره .. مثلا بستگی به تلاش ، فهم ، قدرت تجریه و تحلیل داده ها ، قناعت ، و خیلی چیزهای دیگه داره .. توی بعضی از سیستم عامل ها هم هیچ وقت نابود نمیشه .. البته بهترین راه برای از بین بردن این ویروس خانه مان برانداز ، تزریق ویروس خطرناک و کثیف پول هست .. اما با توجه به این واقعیت که اکثر قریب به اتفاق سیستم های عامل گرایش بسیار زیادی به ویروس پول دارن می فهمیم که هیچ وقت برای از بین بردن درد و ویروس بی پولی در سیستم های دیگر ؛ اقدام به تزریق ویروس پول به آنها نخواهند کرد .. البته موارد نادری هم جهت تلاش برای از بین رفتن این ویروس دیده شده که با توجه به گسترش روز افزون ویروس بی پولی ؛ اصلا به چشم نمیاد ..

توی پوشه ی درد یه فایل دیگه هست به نام درد بی دردی .. از خطرناک ترین ویروس های هر سیستم عامل محسوب میشه .. تاثیر این ویروس بر روی سیستم عامل زندگی خیلی آروم و بی صدا هست .. به این نحو که با فعال شدن ویروس درد بی دردی ؛ بقیه ی ویروس های سیستم عامل به صورت مخفی (HIDDEN) در میان و دیگه دیده نمیشن ..بنابراین سیستم عامل در عین آلودگی به انواع ویروسهای بسیار خطرناک فکر میکنه که هیچ ویروسی نداره و بقیه ی ویروسها هم در سایه ی ویروس درد بی دردی به کار خود به طور مخفیانه ادامه میدن .. در نهایت سیستم عامل خود منبع گسترش آلودگی میشه و با اینکه خودش خیلی دیر نابود میشه اما راه نابودی خیلی از سیستم عامل های دیگه رو هموار میکنه ..

البته بسیار بسیار ویروس شناخته شده ی دیگه بود که اگه میخواستم براتون بنویسم ساعت ها باید صرف خودنش میشد .. این ویروسها و درد ها رو فقط به عنوان مثال نوشتم ..

و حالا حرف آخرم .. میخوام از یک درد دیگه بگم .. از یک ویروس بسیار قدیمی .. از دردی که توی پوشه های زندگی همه آدم های دنیا دیده میشه .. دردی که علی رغم وجودش به همین راحتی ها دیده نمیشه ..به طور یقین میشه گفت که همه ی آدم ها در پوشه ی زندگی خودشون این درد رو دارن ..از سفید و سیاه گرفته تا سرخپوست و زرد پوست .. از نژاد آریا و فارس تا عرب و ترک وآذری ..از مسیحی و مسلمان گرفته تا یهودی ... هر انسان به حکم انسان بودنش دارای این درد هست .. درد نبودن یک انسان کامل در این کره خاکی .. درد انتظار .. در چشم دوختن به افق در انتظار یک تک سوار .دردی که در همه ی ادیان از وجود اون در زندگی انسان ها سخن گفته شده .اگه به دقت به این درد با مقایسه به همه ی دردهای پوشه ی زندگی نگاه کنیم می بینیم که حجم بسیار بالایی داره .. حتی بزرگتر از قدرت پردازش هر سیستم عامل زندگی ایی .. مقدار حجم درد انتظار را هرکس فقط به اندازه ی فهم و درک خودش میتونه اندازه گیری کنه .. درد انتظار زمانی که به پایان برسه ، دیگه هیچ دردی در پوشه های درد باقی نمیمونه .. دیگه هیچ سیستم عاملی به هیچ ویروسی مبتلا نمیشه .. نه ویروس شهوت ، نه ویروس قدرت , ویروس ظلم ؛ ویروس تکبر ؛ ویروس خودخواهی ؛ ویروس ریا و تزویر ، همه و همه با پایان یافتن انتظار برای همیشه از بین میرن .. اما تا اون روز ، روز به روز به تعداد ویروسها در پوشه ی درد ؛ در سیستم عامل زندگی افزوده میشه ..

و امشب که شب نیمه ی شعبان هست میشه مدتی یه گوشه نشست و فکر کرد ........

به درد انتظار فکر کرد ............!!!

یابن الحسن   روحی فداک   متی ترانا و نراک


اشک يخ زده
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳۸٤  

سلام دوستان

از اون روز اولی که اینجا مشغول نوشتن شدم سعی کردم خودم رو بنویسم .. هیچ وقت توی این مدت سعی نکردم ازدنیای آرزوهام بنویسم ...هیچ وقت نخواستم از اون دنیایی بنویسم که وجود خارجی نداره ... هیچ وقت توی نوشته هام بلند پروازی نکردم .. حتی عاقبت بلند پروازی رو با بالهای بریده پیش بینی کردم .. همیشه دلم میخواست از دنیایی بنویسم که وجود داره . .دنیایی که حس میشه .. دنیایی که لحظه به لحظه اش برام قابل احساس بود .. تک تک کلمات این نوشته ها خودم بودم ..خودی که قابل ترجمه نبود و مجبور بودم که در پشت عناوینی مثل پرنده و پرستو و نی ؛ دیو و فرشته ؛ گرگ و بیابان ؛ دریا و قایق های کاغذی حرف بزنم .. اما تا کی علامت سوال ؟ علامت هایی که امروز پشت هرکدوم از اونها یک دنیا اتهام برای من وجود داره ... اتهامی که فقط توی دادگاه احساساتم ثابت میشه ...بگذریم .. امروز میخوام آخرین نوشته از دنیای خودم رو بنویسم ..و بعد از اون دنیای خودم رو جایی ترجمه میکنم که احتیاج به هیچ ماسکی نداشته باشم ..مثل یک ناشناس ..توی این وبلاگ هم مینویسم اما نه از دنیایی که میبینم .. از گذشته های خیلی دور و شاید از آینده ...

برای من خواندن اینکه شن های ساحل نرم است کافی نیست.میخواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند . معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد برایم بیهوده است        ( آندره ژید )

 

 

******************************************

************آرشيو خونه************